تبليغاتX
تنهایی

تنهایی

کلبه تنهایی من

یک نفر دلتنگ است
یک نفر می گرید
یک نفر سخت دلش بارانیست
یک نفر در گلوی خویش بغض خیس و کالی دارد
یک نفر طرح وداع می کشد روی گل سرخ خیال؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عمیق تر می بینم

 بودنهایت را …

 دلم تنگ است بیا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلتنگم دلتنگ از لحظه های بی تو سر کردن
دلتنگ ازبودونبود ازروزایی که همیشه دردن
دلتنگ از چشمای قشنگت که هیچوقت دروغ نمی گن
دلتنگ از چشمای خیسم که باید تا ابد اشک بریزن …

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلتنگ دیدار تو ام
ای ماه شهر آرای من
ای چشم های روشنت
آیینه ی فردای من
دلتنگ دیدار تو ام

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

دلتنگ بودن در کنارت
از جام عشقت،سر کشیدن
دلتنگ آغوشت،پر از بغض
جسم پر از عشق مرا،در بر کشیدن
بود و نبودم…هستی من
زیباست حتی انتظار دیدن روی تو را،تآخر کشیدن

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1390ساعت 12:48  توسط م.ب  | 

آیا میدانستید که...

آیا میدانستید که ۸۰ درصد سیگاری های جهان در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند ؟

آیا میدانستید که
در کشورهای صنعتی روزانه ۶تا۷ کیلوگرم مواد افزودنی وارد بدن انسان ها می شود ؟

آیا میدانستید که
سیگاری ها موقع بیماری ۸ روز دیرتر از افراد عادی خوب می شوند ؟

آیا میدانستید که
سیگار حجم اکسیژن ریه‌ها را کاهش می‌دهد ؟

آیا میدانستید که
سیگار ۴ هزار ماده سمی و ۴۰ عنصر سرطان زا دارد ؟

آیا میدانستید که
مصرف هر یک نخ سیگار ، ۵٫۵ دقیقه از عمر انسان می کاهد ؟

آیا میدانستید که
افراد سیگاری ۲ برابر غیر سیگاری ها احتمال ابتلا به زخم معده را دارند ؟

آیا میدانستید که
میزان کل تولید برگ تنباکوی جهان در سال ۲۰۰۵ به ۶٫۳۸ میلیون تن بالغ میگردد ؟

آیا میدانستید که
روزانه هشت تا ده هزار نفر از نوجوانان در جهان کشیدن سیگار را آغاز می‌کنند ؟

آیا میدانستید که
استعمال سیگار در زنان باردار سبب مرگ تقریبا ۴.۰۰۰ نوزاد در سال می شود ؟

آیا میدانستید که
دود سیگار موجود در محیط بیش‌‌تر از مصرف مواد قندی در پوسیدگی دندان‌های کودکان نقش دارد ؟

آیا میدانستید که
درآمد سالانه یک کارخانه سیگار آمریکایی معادل ۱۵ سال فروش نفت ایران است ؟

آیا میدانستید که
دود سیگار حاوی ۴.۰۰۰ نوع ماده با آثار آنتی ژنی، جهش زایی و سرطان زایی، دارویی و ضد سلولی است ؟

آیا میدانستید که
روزانه ۱۵ میلیارد نخ سیگار در سراسر جهان خریداری میشود، به عبارت دیگر هر دقیقه ۱۰ میلیون نخ و یا ۵٫۶ تریلیون نخ در سال ؟

آیا میدانستید که
مصرف مواد دخانی در هر ۸ ثانیه یک نفر را می‌کشد و سالانه ۴ میلیون مرگ و یا حدود ۱۰ هزار مرگ روزانه در پی دارد ؟

آیا میدانستید که
تا سال ۲۰۲۰ دخانیات سالی ۱۰ میلیون قربانی در جهان خواهد داشت که ۷ میلیون آن در کشورهای در حال توسعه است ؟

آیا میدانستید که
سیگار کشیدن خطراتی وخیم برای سلامت مادر و جنین ایجاد می‌کند و می‌تواند باعث زایمان زودرس، وزن کم هنگام تولد و مرگ ناگهانی نوزاد شود ؟

آیا میدانستید که
در افرادی که فشارخون یا کلسترول بالا دارند، مصرف سیگار احتمال مرگ را به ۲ برابر افزایش میدهد؟

آیا میدانستید که
افراد سیگاری به طور متوسط ۸-۵ سال زودتر از افراد غیر سیگاری (در شرایط یکسان)، جان خود را از دست می دهند ؟

آیا میدانستید که
در سال ۱۹۹۶ از کل زباله های جمع آوری شده در امریکا ۲۰ درصد مربوط به ته سیگار بوده است ؟

آیا میدانستید که
دود سیگار موجود در محیط بیش‌‌تر از مصرف مواد قندی در پوسیدگی دندان‌های کودکان نقش دارد ؟

آیا میدانستید که
خطر بیماری‌ قلبی و سرطان ریه در افراد سیگاری که در خانه در معرض دود سیگار اطرافیان خود هستند، ۲۵‌‌درصد بیش‌تر از دیگران است ؟

آیا میدانستید که
آمار افراد سیگاری در دنیا حدود یک میلیارد و۲۰۰ میلیون نفر است که ۸۰۰ میلیون نفر آنها شهروندان کشورهای در حال توسعه هستند ؟

آیا میدانستید که
بر طبق تخمین دپارتمان تحقیق اقتصادی و کشاورزی آمریکا متجاوز از ۵ بیلیون نخ سیگار در سال ۲۰۰۶ مصرف شده است ؟

آیا میدانستید که
خطر بیماری‌ قلبی و سرطان ریه در افراد سیگاری که در خانه در معرض دود سیگار اطرافیان خود هستند، ۲۵‌‌درصد بیش‌تر از دیگران است ؟

آیا میدانستید که
نیکوتین ماده موثر و اصلی توتون و جزء کوچکی از دود سیگار است و بیش از ۴۳ ماده سرطان زای دیگر نیز در دود سیگار وجود دارد ؟

آیا میدانستید که
طبق اطلاعات منتشره توسط سازمان جهانی بهداشت سالیانه از ۳۰۰ میلیارد دلار درآمد کمپانی های دخانیات ۲۰۰ میلیارد دلار آن سود خالص می باشد ؟

آیا میدانستید که
پنجاه درصد از زنان سیگاری که بخاطر مضرات سیگار جان خود را از دست میدهند بر اثر حمله قلبی میباشد ؟

آیا میدانستید که
سیگار کشیدن فقط باعث سرطان نیست بلکه حمله قلبی نیز ناشی از آن میباشد ؟

آیا میدانستید که
سالیانه نزدیک به 6۰.۰۰۰ نفر بعلت عوارض سیگار در ایران فوت می شوند ؟

آیا میدانستید که
مصرف سیگار در ایران سالانه حدود ۶۰ میلیارد نخ میباشد و از این میزان در حدود ۱۳ تا ۱۵ میلیارد آن متعلق به شرکت دخانیات ایران و الباقی محصولات خارجی است ؟

آیا میدانستید که
در ایران سالانه بیش از 60 میلیارد نخ سیگار دود می‌شود که این میزان رقمی بالغ بر "هزار و هفتصد میلیارد" تومان هزینه را در بر می‌گیرد ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 21:52  توسط م.ب  | 

خدایا مردم سوختم عزیزمو برگردون
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 21:47  توسط م.ب  | 

غریب است دوست داشتن.
و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...
وقتی می‌دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد...
و نفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده؛
به بازیش می‌گیریم؛ هر چه او عاشق‌تر، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر، ما بی رحم ‌تر.
تقصیر از ما نیست؛
تمامیِ قصه هایِ عاشقانه، اینگونه به گوشمان خوانده شده‌اند.

دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 23:11  توسط م.ب  | 

ارزش (دوزبانه)

 

VALUE


 


To realize The value of a sister, Ask someone Who doesn't have one

ارزش یک خواهر را، از کسی بپرس که آن را ندارد


To realize The value of ten years, Ask a newly Divorced couple

ارزش ده سال را، از زوج هائی بپرس که تازه از هم جدا شده اند


To realize The value of four years, Ask a graduate

ارزش چهار سال را، از یک فارغ التحصیل دانشگاه بپرس


To realize The value of one year, Ask a student who Has failed a final exam

ارزش یک سال را، از دانش آموزی بپرس که در امتحان نهائی مردود شده است


To realize The value of one month, Ask a mother who has given birth to a premature baby

ارزش یک ماه را، از مادری بپرس که کودک نارس به دنیا آورده است


To realize The value of one week, Ask an editor of a weekly newspaper

ارزش یک هفته را، از ویراستار یک مجله هفتگی بپرس


To realize The value of one hour, Ask the lovers who are waiting to meet

ارزش یک ساعت را، از عاشقانی بپرس که در انتظار زمان قرار ملاقات هستند


To realize The value of one minute, Ask a person who has missed the train, bus or plane

ارزش یک دقیقه را، از کسی بپرس که به قطار، اتوبوس یا هواپیما نرسیده است


To realize The value of one-second, Ask a person who has survived an accident

ارزش یک ثانیه را، از کسی بپرس که از حادثه ای جان سالم به در برده است


To realize The value of one millisecond Ask the person who has won a silver medal in the Olympics

ارزش یک میلی ثانیه را، از کسی بپرس که در مسابقات المپیک، مدال نقره برده است


Time waits for no one
Treasure every moment you have
You will treasure it even more when you can share it with someone special

زمان برای هیچکس صبر نمیکند
قدر هر لحظه خود را بدانید
قدر آن را بیشتر خواهید دانست اگر بتوانید آن را با دیگران نیز تقسیم کنید


To realize the value of a friend, Lose one

برای پی بردن به ارزش یک دوست، آن را از دست بده


Forward this letter to friends, to whom you wish good luck

این نوشته را به دوستان خود یا هر کسی که برایش آرزوی خوشبختی دارید، ارسال کنید


Peace, love and prosperity to all

صلح، عشق و کامیابی ارزانی همگان باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم فروردین 1390ساعت 12:32  توسط م.ب  | 

آخه خدا جون دردمو به کی بگم خدا کاری کن برگرده زندگیمه
+ نوشته شده در  سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 18:21  توسط م.ب  | 

حالا که امید بودن تو در کنارم داره می میره
منم و گریه ممتد نصف شبم دوباره دلم می گیره
حالا که نیستی و بغض گلومو گرفته چه جوری بشکنمش
بیا و ببین دقیقه هایی که نیستی اونقده دلگیره، که داره از غصه می میره

عذابم میده این جای، خالی زجرم میده این خاطراتو،
فکرم بی تو داغون و خسته اس، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده این جای خالی، زجرم میده این خاطراتو،
فکرم بی تو داغون و خسته اس، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده

منمو این جای خالی که بی تو هیچوقت پر نمیشه
منمو این عکس کهنه که از گریه ام دلخور نمیشه
منمو این حالو روزی که بی تو تعریفی نداره
منمو این جسم توخالی که بی تو هی کم میاره

عذابم میده این جای خالی، زجرم میده این خاطراتو،
فکرم بی تو داغون و خسته اس، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده این جای خالی، زجرم میده این خاطراتو،
فکرم بی تو داغون و خسته اس، کاش بره از یادم اون صداتو

عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده، عذابم میده

من خوابتو می بینم میگم شاید وقتش رسیده…
بی خوابی می شینه توی چشمام مهلت نمی ده
دوباره هیشکی تو شعرام حرفی واسه گفتن نداره
دوباره نیستی و بغض گلومو می گیره باز کم میارم
حالا که امید بودن تو در کنارم داره می میره
منم و گریه ممتد نصف شبم دوباره دلم می گیره

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 18:20  توسط م.ب  | 

روزای سخت نبودن با تو
خلا امیدو تجربه کردم
داغ دلم که بی تو تازه میشد
همنفسم شد سایه ی سردم
تو رو میدیدم از اونوره ابرا
که میخوای سر سری از من رد شی
آسمونو بی تو خط خطی کردم
چجوری میتونی انقده بد شی
سکوته قلبتو بشکنو برگرد
نذار این فاصله بیشتر از این شه
نمیخوام مثل گذشته که رفتی
دوباره آخره قصه همین شه
روزای سخت نبودن با تو

دوره نبودنت رو خط کشیدم
تازه میفهمم اشتباهم این بود
چهره ی عشقمو غلط کشیدم
عشق تو دارو نداره دلم بود
اومدی دارو نداره دلم رو بردی
بیا سکوت قلبت رو بشکنو برگرد
که هنوزم تو دل من نمردی
که هنوزم تو دل من نمردی
سکوته قلبتو بشکنو برگرد
نذار این فاصله بیشتر از این شه
نمیخوام مثل گذشته که رفتی
دوباره آخره قصه همین شه

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم فروردین 1390ساعت 18:20  توسط م.ب  | 

دوست دارم نازنینم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم بهمن 1389ساعت 17:9  توسط م.ب  | 

"در میان من و تو فاصله هاست"
گاه می اندیشم
                  می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری!
                                                           تو توانایی بخشش داری
                                                     دست های تو توانایی آن را دارد که مرا زندگانی بخشد

چشم های تو به من آرامش می بخشد
                                 و تو چون مصرع شعری زیبا
                                          سطر برجسته ای از زندگی من هستی
                                                                          دفتر عمر مرا با وجود تو شکوهی دیگر

رونقی دیگر هست
                        می توانی تو به من زندگانی بخشی
                                                        یا بگیری از من آنچه را می بخشی
                                                                                                آه می بینم می بینم

تو به تنهایی من خوشبختی
                          من به زیبایی تو غمگینم
                                                         چه امید عبثی

من چه دارم که تو را درخور... ؟ هیچ !
                                            من چه دارم که سزاوار تو... ؟ هیچ !
                                                                                        تو همه زندگی من هستی

تو چه داری ... ؟ همه چیز !
                                تو چه کم داری ... ؟ هیچ !
                                                            بی تو می فهمیدم چون چناران کهن
                                                                                              از درون تلخی واریزم را

کاهش جان من این شعر من است
                                        آرزو می کردم که تو خواننده شعرم باشی
                                                                          راستی شعر مرا می خوانی ؟
                                                                                                      نه دریغا هرگز

باورم نیست که خواننده شعرم باشی...
                                       کاش که شعر مرا می خواندی !

بی تو سرگردان تر از پژواکم
                                    در کوه
                                          گردبادی در دشت
                                                                برگ پاییزی در پنجه باد

بی تو سرگردان تر
                      از نسیم سحر بی سامان
                                                     از نسیم سحر سرگردان

بی تو پنداری سنگم  نه اشکم دردم  آهم
                                                  آشیان برده ز یاد
                                                                 مرغ درمانده به شب گمراهم
                                                                                  بی تو خاکستر سردم خاموش

نتپید دیگر در سینه من دل با شوق
                              نه مرا بر لب بانک شادی ... نه خروش
                                                                     بی تو درد و دهشت در هر دم
                                                                                                     می دردم از هم

بی تو احساسم از زندگی بی بنیاد
                                              کاستن
                                                      کاهیدن
                                                                  کاهش جانم کم کم

چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو ؟
                                               بی تو مردم مردم

گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید ؟
                                           آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی می شنوی
                                                                                    روی تو را کاش که می دیدم

شانه بالا زدنت را
           و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد
                                        و تکان دادن سر را که عجب ! عاقبت مرد ؟
                                                                                           افسوس
                                                                                                  کاش که می دیدم
من به خود می گویم
                           چه کسی باور کرد
                                               جنگل جان مرا
                                                                                 "آتش عشق تو خاکستر کرد ؟!"

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 12:24  توسط م.ب  | 

دکتر علی شريعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسيم کرده است:

١ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند.

٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هويت‌شان را به ازای چيزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصيت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آيند. مرده و زنده‌‌شان يکی است.

 ٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند.

آدم‌های معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.

٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند.

شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها.

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتی که از پيش ما مي‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک مي‌کنيم، باز مي‌شناسيم، می فهميم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سکوت می‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست می‌شويم و درست در زماني که می‌روند يادمان می‌آيد که چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم بهمن 1389ساعت 12:20  توسط م.ب  | 

جلسه محاكمه عشق بود
و قاضي عقل ،
و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز شده بود
يعني فراموشي ،
قلب تقاضاي عفو عشق را داشت
ولي همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع كرد به طرفداري از عشق
آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي
اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي
و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد
حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟
همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند
تنها عقل و قلب در جلسه مادند
عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند !
ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده
چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟
قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود
و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند
و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم .
پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتي اگر نابود شوم...

دل نوشت:
خوب رويان جهان رحم ندارد دلشان
بايد ازجان گذرد هركه شود عاشقشان
روز اول كه سرشتند زگل پيكرشان
سنگي اندر گلشان بود همان شد دلشان
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 14:22  توسط م.ب  | 

چند جمله زیبا

خواستن از خدا شجاعت است اگر براورده شود رحمت است اگر براورده نشود حکمت است.خواستن از مردم ذلت است اگر براورده شود منت است اگر براورده نشود خفت است.

برنامه ریزان تدبیر می کنند در حالی که سرنوشت به تدبیرشان می خندد.

تمکن و دارایی گاه سبب هلاکت انسان می شود همانطوری که طاووس را به خاطر پر زیبایش می کشند.

کسی که تو را به انگیزه چیزی دوست بدارد با منتفی شدن ان انگیزه از تو دلسرد میشود.

دلها گواه یکدگرند دلها همدیگر را  همراهی می کنند ملاقات دلها با هم بی دلیل نیست.

سخن که از دهان بیرون رفت و تیر که از قبضه کمان گذر یافت و مرغ که از دام پرید اعادت ان صورت نبندد.

نظر واقعی را از دلت بخواه تا بگوید هر چند فتوادهندگان خلاف ان را فتوا دهند.

تا زمانی که در نماز هستی خانه خدا را دق الباب می کنی و سرانجام خانه به رویت گشوده خواهد شد.

خواب عالمانه از نماز جاهلانه بهتر است.

قطره اشکی که از خوف خدا ریخته شود و نیز قطره خونی که در راه خدا جاری شود محبوبترین قطرات نزد خداوند متعال است.

استواری انسان به عقلش بستگی دارد و کسی که از عقل محروم است دین هم ندارد.

در مقایسه با همنشین بد تنها زیستن خوب است همانطوری که با داشتن همنشین خوب تنها زیستن بد است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 14:16  توسط م.ب  | 

بمون

کاشکه تو رو
سرنوشت ازم نگیره
میترسه دلم
بعد رفتنت بمیره

اگه خاطره هام یادم میارن
تو رو
لااقل از تو خاطره هام نرو
کی مثل من
واسه تو
قلب شکستش میزنه
آخه کی
واسه تو
مثله منه؟

بمون
دل من فقط به بودنت خوشه
منو فکر رفتنه تو میکشه
لحظه هام تباهه بی تو
زندگیم سیاهه بی تو
نمیتونم

بمون
دل من فقط به بودنت خوشه
منو فکر رفتنه تو میکشه
لحظه هام تباهه بی تو
زندگیم سیاهه بی تو
نمیتونم

کاشکه تو رو
سرنوشت ازم نگیره
میترسه دلم
بعد رفتنت بمیره

اگه خاطره هام یادم میارن
تو رو
لااقل از تو خاطره هام نرو
کی مثل من
واسه تو
قلب شکستش میزنه
آخه کی
واسه تو
مثله منه؟

بمون
دل من فقط به بودنت خوشه
منو فکر رفتنه تو میکشه
لحظه هام تباهه بی تو
زندگیم سیاهه بی تو
نمیتونم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم دی 1389ساعت 15:26  توسط م.ب  | 

برای من و تو...

 
کرامت من بی کرانه است چون دریا،

عشق من ژرف است باز چون دریا:هرقدر به توبیشتر

می بخشم

بیشتر دارم،

برای هر دوی ما بی انتها

  ویلیام شکسپیر

 

عشق

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم تیر 1389ساعت 17:18  توسط م.ب  | 

قایق شکستنی ...

حس خوب با تو بودن

                          دیگه با من آشنا نیست

شعر خوبه از تو گفتن

                          دیگه سوغاتی من نیست

من همونم که یه روزی

                          واسه چشمات خونه ساختم

واسه بوسیدن دستات

                          همه زندگیمو باختم

تو رودخونه ی قلبت

                          قایق من رفتنی بود

من از اول می دونستم

                          قایقت شکستنی بود

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 19:18  توسط م.ب  | 

امروز میخوام بهت بگم...

اگه هنوز به یاد تو چشمامو رو هم میزارم

اگه تو حسرتت هنوز هزار و یک غصّه دارم

*   *   *

اگه شبا به عشق تو پلک روی پلک نمیزارم

میخوام تو اینو بدونی من راه برگشت ندارم

*   *   *

امروز میخوام بهت بگم کسی نمیرسه به پات

امروز میخوام بهت بگم هیشکی نیومده به جات

 نمیتونم نشون بدم دلم چه گوشه گیر شده

بیا و اشکامو ببین اگرچه خیلی دیر شده

*   *   *

باور اینکه بتونم بی تو باشم سخته برام

نمیشه دل بکنم عشقو بزارم زیر پام

*   *   *

کاشکی تو چشام بخونی پشیمونم از هرچی بود

تمام تقصیر و بزار به پای این دل حسود

*   *   *

امروز میخوام بهت بگم کسی نمیرسه به پات

امروز میخوام بهت بگم هیشکی نیومده به جات

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم تیر 1389ساعت 19:13  توسط م.ب  | 

يک نفر دلش شکسته بود

توي ايستگاه استجابت دعا

منتظر نشسته بود

منتظر،ولي دعاي او دير کرده بود

او خبر نداشت که دعاي کوچکش

توي چارراه آسمان پشت يک چراغ قرمز شلوغ......

او نشست و باز هم نشست

روزها يکي يکي

از کنار او گذشت

روي هيچ چيز و هيچ جا

از دعاي او اثر نبود

هيچ کس از مسير رفت و آمد دعاي او

با خبر نبود

با خودش فکر کرد

پس دعاي من کجاست؟

او چرا نميرسد؟

شايد اين دعا راه را اشتباه رفته است

پس بلند شد

رفت تا به آن دعا

راه را نشان دهد

رفت تا که پيش از آمدن براي او

دست دوستي تکان دهد

رفت

پس چراغ چهارراه آسمان سبز

شد

رفت و با صداي رفتنش

کوچه هاي خاکي زمين

جاده هاي کهکشان سبز شد

او از اين طرف،دعا از آن طرف

در ميان راه

با هم آن دو روبه رو شدند

دست توي دست هم گذاشتند

از صميم قلب گرم گفت و گو شدند

واي که چه قدر حرف داشتند

برف ها کم کم آب ميشود

شب

ذره ذره آفتاب ميشود

و دعاي هر کسي رفته رفته توي راه

مستجاب مي شود

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 15:36  توسط م.ب  | 

حسي ناشناخته/ سخت دلگير ،اما عميق و لذت بخش ،در من به اهتزار در مي آيد و مدام مي خواند:


چه بي تابانه مي خواهمت اي دوري ات آزمون تلخ ِ زنده به گوري

چه بي تابانه  تو را طلب مي كنم 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم خرداد 1389ساعت 22:44  توسط م.ب  | 

تولدت مبارک...

تولدت مبارک

تولدت مبارک ناصریتولدت مبارک

 

 زندگی،
زنجیره ای از آغازهاست...

تا به رویاهایمان رنگ واقعیت ببخشیم.
امیدوارم تمامی آغازهای تو،
از نیزه های آفتاب پر فروغ گردند.
و تمامی رویاهای تو،
گرمی پیروزی را نوید دهند.

تولدت مبارک

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم خرداد 1389ساعت 18:59  توسط م.ب  | 

آشفته خاطر.......

یاریست در خاطرم...

شوریست در سرم

آتشین سهبا ایست در ساغرم

ولی در خاطرش نیست یادم

شاید خیال او همان ستاره ایست که زاده شده از کمند راه شیری وجودم؛

یا تلاقی دو صور است در امتداد آسمان زندگیم...

یاریست در خاطرم...

سکوت است شلوغی و گرمی بازارم؛

آه است نوازنده ی تار و تنبور شب نشینی های دل تنهایم؛

اشک دیده قطره ی باران است از ابر های بی قرار آسمان وجودم؛

 دلم خاکستر پایمال شده ی آتش تنهایی است

 وفکرم ماهی رها شده ی سواحل آشفتگی هایم...

یاریست در خاطرم...

با جشمان جاده های در انتظار وصال هم نگاهم؛

با شمع ها ی بی پروا در سوختن هم سودایم؛

چون خاک های رها شده درزیر سم روزگار در فنایم؛

یاریست در خاطرم....

ولی افسوس کاندر خاطراونیست یادم.

 

و اما یه جمله از جبران خلیل جبران:

 

صبوری، عشقی است که بیمار غرور شده.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 11:5  توسط م.ب  | 

روز مادر مبارک...

کارت تبریک روز مادر

پیشاپیش ولادت حضرت زهرا رو تبریک میگم.

مادر، تو شکوفاتر از بهار، نهالِ تنم را پر از شکوفه کردی و با بارانِ عاطفه های صمیمی، اندوه های قلبم را زدودی و مرهمی از ناز و نوازش بر زخم های زندگی ام نهادی. در «تابستان»های سختی با خنکای عشق و وفای خویش، مددکار مهربان مشکلاتم بودی تا در سایه سارِ آرامش بخش تو، من تمامی دردها و رنج ها را بدرود گویم. با وجود تو، یأس دری به رویم نگشود و زندگی رنگ «پائیز» ناامیدی را ندید. تو در «زمستانِ» مرارت های زندگی، چونان شمع سوختی تا نگذاری رنجش هیچ سختی ستون های تنم را بلرزاند. مادر، ای بهار زندگی، شادترین لبخندها و عمیق ترین سلام های ما، همراه با بهترین درودهای خداوندی، نثار بوستان دل آسمانی ات باد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 10:44  توسط م.ب  | 

گریه ...

وقتی گریه كردم گفتند بچه ای !

          وقتی خندیدم گفتند دیونه ای!

               وقتی جدی بودم گفتند مغروری !

                    وقتی شوخی كردم گفتند سنگین باش!

                         وقتی سنگین بودم گفتند افسرده ای!

                              وقتی حرف زدم گفتند پــــرحرفی !

                                   وقتی ساكت شـدم گفتنـد عاشقی!

 

   اما گریه شاید زبان ضعف باشد ،شاید خیلی كودكانه،

            شاید بی غرور، اما هرگاه  گونه هایم خیس می شود

                 میدانم نه ضعیفم، نه یك كودك. می دانم پر از احساسم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 10:42  توسط م.ب  | 

همه شب صورت دل سوی خدا خواهم کرد

 
از خدا خواهش دیدار تو را خواهم کرد


تا که جان دارم و از سینه نفس می آید


به تو ای عشق ای دوست وفا خواهم کرد

+ نوشته شده در  جمعه هفتم خرداد 1389ساعت 18:16  توسط م.ب  | 

طنز دانشجویی...

[*] دانشجوی زیست شناسی : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … او تکامل خواهد یافت
[*] دانشجوی فیزیک : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن …اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه یا
اصطکاک بیشتر از انرژی بوده و یا زاویه برخورد میان دو شیء با زاویه صحیح هماهنگ نبوده است
[*] دانشجوی حسابداری : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … اگر برگشت ، رسید انبار صادر کن و اگر نه ، برایش
اعلامیه بدهکار بفرست
[*] دانشجوی ریاضی : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … اگر برگشت ، طبق قانون ۲=۱+۱ عمل کرده و اگر نه در عدد صفر ضربش کن
[*] دانشجوی کامپیوتر : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … اگر برگشت ، از دستور کپی - پیست استفاده کن و اگر نه بهتر است که دیلیت اش کنی
[*] دانشجوی خوشبین : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن… نگران نباش بر می گردد
[*] دانشجوی عجول : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … اگر در مدت زمانی معین بر نگشت فراموشش کن
[*] دانشجوی شکاک : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن …اگر برگشت ، از او بپرس ” چرا ” ؟
[*] دانشجوی صبور : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن …اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد
[*] دانشجوی رشته صنایع : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن …اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهایش کن ، اینکار را مرتب تکرار کن
[*] دانشجوی آمار : اگر کسی را دوست داری ، به حال خود رهایش کن … اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زیاد است و اگر نه احتمال ایجاد یک رابطه مجدد غیر ممکن است
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389ساعت 23:22  توسط م.ب  | 

تفاوت بین دوست معمولی و دوست واقعی

يه دوست معمولي وقتي مي آيد خونت، مثل مهمون رفتار ميکنه يه دوست واقعي درِ يخچال رو باز ميکنه و از خودش پذيرايي ميکنه يه دوست معمولي هرگز گريه تو رو نديده. يه دوست واقعي شونه هاش از اشکاي تو خيسه يه دوست معمولي اسم کوچيک پدر و مادر تو رو نمي دونه يه دوست واقعي اسم وشماره تلفن اون هارو تو دفترش داره يه دوست معمولي يه دسته گل واسه مهمونيت مي آره يه دوست واقعي زودتر ميآد تا تو آشپزي بهت کمک کنه و ديرتر مي ره تا به کمکت همه جارو جمع و جور کنه يه دوست معمولي متنفره از اين که وقتي رفته که بخوابه بهش تلفن کني يه دوست واقعي ميپرسه چرا يه مدته طولانيه که زنگ نمي زني؟ يه دوست معمولي ازت ميخواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزني يه دوست واقعي ازت ميخواد که مشکلات را حل کنه يه دوست معمولي وقتي بين تون بحثي ميشه دوستي رو تموم شده ميدونه يه دوست واقعي بهت بعد از يه دعواهم زنگ ميزنه يه دوست معمولي هميشه ازت انتظار داره. يه دوست واقعي ميخواد که تو هميشه رو کمکش حساب کني يه دوست معمولي اين حرف های منو ميخونه و فراموش ميکنه يه دوست واقعي اونو واسه همه و دوباره واسه خودم ميفرسته
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم اردیبهشت 1389ساعت 23:21  توسط م.ب  | 

...

صفای اشک و آهم داده ای عشق

دل دور از گناهم داده ای عشق

دو چشمونت یه شب آتیش به جون زد

خیال کردم پناهم داده ای عشق

تو که عشقو تو ویرونی ندیدی

شب سر در گریبونی ندیدی

نمی دونی چه دردی داره دوری

تو که رنگ پریشونی ندیدی

چنون عاشق چنون دیوونه حالم

که میخوام از تو و از دل بنالم

هنوزم با همین دیوونه حالی

یه رنگم صادقم صافم زلالم

عزیز جونم غم عشق تو کم نیست

سوای عشق تو بر غم که غم نیست

گله کردی چرا می نالم از غم

دیگه این ناله ها دست خودم نیست
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 16:58  توسط م.ب  | 

خداشاید این عشقی رو که من میگم رو نشناسی نزدیک ترین کسم اونه خودم مهم نیستم اما نزار اون تنها بمونه می سپارمش بهت میرم تموم تارو پودمو یه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشو خیلی بده زمونمون وقتی حرصش می گیره میگه ازم بدش میاد همین دیونه بازیاش اسیرم کرد خدا مواظب عشقم بمون....

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 8:52  توسط م.ب  | 

نفسم مال تو...

نفسم پيش كش تو F

برقرار باشي و سبز

 

گل من تازه بمون

 

نفسم پيشكش تو

 

جاي من زنده بمون

 

باغ دل بي تو خزون

 

موندني باش مهربون

 

تو كه از خود مني

 

منو از خودت بدون

 

   غزل و قافيه بي تو          همه رنگ انتظاره 

  اينهمه شعر و ترانه       همه بي عطر و بهاره

موندني باشي هميشه

لب پاييز رو نبوسي

نشه پرپر شي عزيزم

مهربون گلم نپوسي

+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 10:30  توسط م.ب  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 15:48  توسط م.ب  |